خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





شعری از خودم!!! (تنض)

    عاغا شاعر شدیم رفت. دی:

    بخونید ببین چطوره. ضمنا انتقاد آزاده ولی پس از آن مصیبت ها در پیش!

    وظیفم بوداطلاع رسانی کنم. بازم دی:

    .

    روزگار سیب زمینی قفل در

    خسته ام همانند مارمولکی دم بریده

    آه دهلران سورئال من

    خرم آباد نفرینی

    موبایل غمگین موبایل بی کس

    وای فای بی پسوورد

    انگری بیردز گاهی هیچ وقت شاید باید

    و باتری موبایلم که دم غروب باد می کند

    و شما ای پرزهای مبهم قالی خیال، من بستنی می خوام

    صندلی زرد صندلی پلاستیکی

    و تاریخ تولدم که یادم رفت


    این مطلب تا کنون 5 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    شعری از خودم!!! (تنض)

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر